تبلیغات
ღღ بهار آرزو ღღ - اولین روز از نوروز91...
تاریخ : سه شنبه 1 فروردین 1391 | 03:11 ب.ظ | نویسنده : بهار

سلام دوستای گلم عید همتون مبارک ............

امیدوارم سال خوبی رو پیش رو داشته باشین راستش

امروز انقدر رفتیم گشتیم که خسته شدم و نمیخواستم

آپ کنم اما گفتم حیفه خاطرات امروز رو ننویسم...

امروز روز پر سر و صدایی بود ساعت 10:30وقتی

داشتیم میرفتیم خونه ی پدر بزرگ و مادربزرگ عزیزم

خیابونا خیلی شلوغ بود و ترافیک شده بود...

وقتی رسیدیم خونه ی مادربزرگم خاله جونم با خانوادش

داشتن از در میومدن بیرون باهم سلام و احوال پرسی

کردیم بعد خونه ی مادربزرگم حدود نیم ساعت

نشستیم و و بعد خانواده ی داییم اومدن بعد از اونجا

رفتیم خونه ی دایی بزرگم البته از اول گفته باشم

که اینجانب صاحب 6دایی عزیزهستم و

 همشونم دوست دارم

از خونه ی دایی بزرگم برگشیم خونه ی مادربزرگم آخه

خونه هاشون بهم نزدیکه من و داداشم اونجا موندیم

تا پدر و مادر گلم برن چند جای دیگه  مهمونی

و بعد ازاون به خونه ی عمه های عزیزم سر زدیم و

برگشتیم  خونه و تا فردا جایی نمیریم و ایشالله بازم

فردا میام و خاطراتمو واستون مینویسم...فعلا خدا

نگهدار ...

 




طبقه بندی: خاطرات روزانه،