تبلیغات
ღღ بهار آرزو ღღ - امروز یه کم بهترم............!!!!!!!!!
تاریخ : شنبه 5 فروردین 1391 | 03:37 ب.ظ | نویسنده : بهار

سلام ......................................................

خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چقدر سخته وقتی میبینی دلت آشوبه اما دلیلشو

ندونی....

روزا همینجوری داره میگذره و تعطیلاتم بالأخره تموم

میشه و باید به اجبار چشم تو چشم آدمایی بشم

که هیچی از رفاقت نمیدونن............

تو این مدت تعطیلات هیچکدومشون جز مرضیه

معرفت اینو نداشت که یه زنگ ناقابل بزنه و بپرسه بهار

مردی یا زنده ای........................................

نمیخوام بگم محتاج زنگ زدن اونام همونطور که قبلا

گفتم دیگه از همشون متنفرم

اما بهم ثابت شد دیگه حتی از روی ترحمم به

هیچکدومشون نگاه نکنم

البته اینو بگم که بیشتر رفیقای من نامزد کردن و تقریبا

تو کلاس 30 نفره شاید 10 نفرشون نامزدن اما این دلیل

فراموشی رفیقا نیست

خدایا هیچوقت منو محتاج آدمای اطرافم نکن بذار فقط

محتاج نگاه و توجه خودت باشم و بس..........

شاید الان بگید این دختره چقدر از این و اون گله داره

باور کنید هرکس دیگه ام جای من بود بیشتر از من

دلش پر بود...

ولی میدونید چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

از یه طرفم میگن فرصت خوبی بود تا من بچه هارو

بشناسم حالا که شناختم باهاشون مثل خودشون

رفتار میکنم

واقعا یه تار موی دوستای قدیمیم رو به هزاز تا از این

آدمای دو رو و متظاهر نمیدم

حالا حرفامو زدم خیلی آروم تر شدم

فعلا خدانگهدار دوستان عزیز.




طبقه بندی: خاطرات روزانه،