تبلیغات
ღღ بهار آرزو ღღ - نرفتیم هوا خوری...
تاریخ : پنجشنبه 10 فروردین 1391 | 08:33 ب.ظ | نویسنده : بهار

سلام امروز بنا به دلیلی نرفتیم روستا....

یعنی بابام و داداشی عزیزم رفتن ولی من و مامی

نشد که بریم

ولی حالا اشکال نداره ایشالله فردا قراره دختر خالم

(مزدوج شده )  تو یه امامزاده نذری بده

شاید رفتیم شایدم نه

وای که چقد دلم میخواد برم

کلا عاشق گشت و گذارم یه روز که خونه میمونم دلم

میگیره

امروزم که نتونستیم بریم روستامون مامی رو مجبور

کردم که بریم یه جا بعد رفتیم خونه ی دختر داییم

اونجام یه خورده نشستیم و کلی از کارای این بچه های

شیطون(داداشم و نوه داییم ) خندیدیم

بعدشم که برگشیم و بعد از دو سه ساعتم بابا جونم و

داداش بزرگم از سفر یه روزه برگشتن...

حالا فردام همه اونجا جمعن ولی معلوم نیست ما بریم

یا نه...

هرچی خدابخواد

 




طبقه بندی: خاطرات روزانه،