تبلیغات
ღღ بهار آرزو ღღ - عربی و دبیر غایب...
تاریخ : دوشنبه 14 فروردین 1391 | 10:20 ب.ظ | نویسنده : بهار

سلام م م م

امروز با خستگی تمام رفتم مدرسه عربی ام اصلا

نخونده بودم

من ساعت 12:45دقیقه ی جدید رفتم مدرسه که دیدم

جز پنج شیش نفر کسی تو حیاط نیست با خودم گفتم

شایدبچه ها تو کلاس باشن

رفتم دیدم تو کلاسم فقط یه نفر هست...

بعد یکم تو حیاط و سالن چرخ زدم که دیدم زهرا و فاطمه

دارم با هم میان خلاصه ما سه تایی با زهرا و فاطمه

نشستیم تو حیاط تا یکی یکی بچه ها اومدن

هیچکدوممونم اصلا درس نخونده بودیم

بعد از اینکه بچه ها اومدن زنگ اول که عربی داشتیم

خوشبختانه دبیر محترم م م م م م م منیومده بود

وای وقتی این خبر رو شنیدیم انگار دنیارو بهمون داده

بودن

 10تام غایب داشتیم.زنگ عربی که کلا بیکار بودیم زنگ

دوم جامعه شناسی

داشتیم که دبیرمون بدبختانه اومده بود....

وقتی اومد سه درس رو تعیین کرد و گفت اول از چند

نفر میپرسم و بعد امتحان کتبی میگیرم...

ولی تا آخر زنگ داشت بهمون توضیح میداد و وقت واسه

امتحان نموند....

زنگ سومم که جغرافی (یعنی زنگی که با زنگ تفریح

هیچ تفاوتی نداره) داشتیم و از چند نفر پرسید که من

جزء اونا نبودم(خدا رو شکر )

بعد درس داد و  یه ربع آخر رو وقت داد تا خاطره هامون

رو واسه هم تعریف کنیم...

آره دیگه امروزم اینجوری گذشت....از این به بعد دوباره

روز از نو روزی از نو.......................!!!!!!!!!!!




طبقه بندی: خاطرات روزانه،