تبلیغات
ღღ بهار آرزو ღღ - وای عربی ی ی ی ی ی ی .....!!!!
تاریخ : یکشنبه 27 فروردین 1391 | 06:30 ب.ظ | نویسنده : بهار

سلام سلام صدتا سلام خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دیروز خاطره ننوشتم آخه هیچ اتفاق خاصی نیفتاد...

یه جورایی خنثی بودددددددددددددددد

امروزم اتفاق خاصی نیفتاد دیروز که کلا داشتم درس

میخونم (چون من خیلی درس خونم)

امروزم 1رفتم مدرسه و زنگ اول دینی داشتیم و ازم

نپرسید،زنگ دوم ادبیات داشتیم و بازم از من نپرسید،

و اما زنگ سوم که روانشناسی داشتیم و کلا از

هیچکی نپرسید..................

خلاصه من عین ----------------- درس میخونم ولی

این دبیرای-----------------وقتی اسم آدمو صدا میکنن

که نخونده باشی.........

خلاصه اینم از خاطرات امروز....

الان که حدود یه ساعته اومدم خونه مامی بهم گفت

قراره همه همسایه های بیکارمون شب بیان خونه ی ما

شب نشینی.........

فردام عربی امتحان دارم از 5 درس خدا رحم کنه عربی

یه درسش یه دو سه ساعت وقت میبره چه برسه

به 5درس.............

ولی به قول بعضیا تو این مواقع که یقینا نمیشه کاری

کرد بایدمثل دیوونه ها بلند بلند به خودتون دلخوشی

بدین و بگید:من میتوانم.......................

حتی اگه نمیتونید...

خوب دیگه از شوخی بگذریم باید بخونم دیگه.....

پس فعلا بای.




طبقه بندی: خاطرات روزانه،