تبلیغات
ღღ بهار آرزو ღღ - امروز حالم بهتره...
تاریخ : جمعه 1 اردیبهشت 1391 | 03:31 ب.ظ | نویسنده : بهار

سلام و عرض ادب همونجور که قبلاگفتم دیروز رو

به موت بودم خیلی حالم بد بود....

دیگه واقعا کم آورده بودم....

اما به لطف اون خدایی که جز اون محتاج هیچکس دیگه

نیستم امروز خیلی بهترم

نمیدونم چی شد یهو دل گرفتم وا شد ...

هنوز دیروز و حالمو فراموش نکردم ولی انگار خدای

مهربون حتی از بنده ی بدی مثل من هیچوقت غافل

نمیشه قربونت برم خدا ببخشید دیروز یکم ناشکری

کردم

میخوام باهات یه پیمان ببندم پیمانی  که شاید انجامش

خیلی سخت باشه ولی من همون بهاری که دوستاش

یه روز تموم فکر و ذکرش بود قول میدم دیگه هیچوقت

اشکامو بخاطرشون هدر ندم و حتی ذهنمو مشغول

کسی که قرار نیست با من باشه نکنم میخوام فقط

تو باشی همه ی کس و کارم

دیگه میخوام به هیچکس یه خورده ام محتاج نباشم

فقط محتاج تو و توجه تو

اگه میشه این بنده ی حقیرو دریاب و بذار فقط تو رفیقش

باشی...

امروز جمعه بود دیروز مامی گفت شاید جمعه بریم

جمکران منم که حالم خوب نبود دلم پر میکشید واسه

جمکران و گنبد فیروزه ایش

اما صبح نشد بریم و رفتیم حرم حضرت معصومه(س)

زیارت که نتونستیم بریم آخه دیر شده بود ولی یه

گشتی تو حیاطش زدیم بعد بابا جونم زنگ زد و گفت

منم دارم میام حرم بابامم اومد ساعت 12ناهار همونجا

خوردیم و برگشتیم خونه

فردا شیفت صبحم پس کم کم باید شروع کنم به درس

خوندن عربی و آرایه و ورزش داریم....

ورزش که هیچ...

عربی و آرایه ام قراره کتابو دوره کنیم  

 




طبقه بندی: خاطرات روزانه،