تبلیغات
ღღ بهار آرزو ღღ - روزها در گذرند...
تاریخ : شنبه 9 اردیبهشت 1391 | 07:19 ب.ظ | نویسنده : بهار

سلام...

امروز از صبح داشتم عربی میخوندم رفتم مدرسه

زنگ اول دینی داشتیم از من پرسید20شدم...

زنگ دوم عربی داشتم خیلی خوب خونده بودم

آماده بودم ولی این سوالای لعنتی آدمو گیج میکنن

مخصوصا عربی...

 نمیشه حدس زد چند میشم

زنگ آخرم آرایه داشتیم و خوشبختانه نخوندم و ازم

نپرسید

+و اما فردا قراره ببرنمون سینما و پارک منم که اولین

نفر نوشتم...............

کسی از کلاس ما نمیره بهتر.........!!!

تنهایی یه لذت دیگه داره

اصلا دیگه از هیچکی خوشم نمیاد هیچکس و لایق

دوستی نمیدونم

واقعا هیچکس نیست که آدم بتونه  به عنوان یه

دوست خوب روش حساب کنه

از یکی یه جمله ای رو شنیدم که میگفت:هیچکس

دوست نیست همه دشمنن ... یا الان دشمنن یا

بالأخره یه روز از پشت بهت خنجر میزنن

خیلی جمله ی قشنگیه منم به این باور رسیدم که جز

خدای خودم هیچکس دوست نیست و همه دشمنن

خدایا خیلی خوشحالم که دارمت،خیلی خوشحالم که

وقتی احساس تنهایی میکنم تو هستی...




طبقه بندی: خاطرات روزانه،