تبلیغات
ღღ بهار آرزو ღღ - در انتظار کــــــــــــــــــــــ ــارنامه...!!!
تاریخ : شنبه 10 تیر 1391 | 08:37 ب.ظ | نویسنده : بهار

سلام.

از دیشبه که آسمون  شهرمون خیلی خیلی دلش گرفته

ولی نمیدونم چرا این بغض لعنتی که تو گلوشه

نمیشکنه که سبک شه...

روزای تکراری و خسته کننده ای رو دارم میگذرونم.

امروز قرار بود برم مدرسه که ببینم کارنامه هامون اومده یا نه

رفتم ولی بازم گفتن دوشنبه....

تو دوراهی موندم نمیدونم پرونده مو بگیرم و از شر این مدرسه

خلاص شم و یه جا دیگه ثبت نام کنم یا بیخیال همه چی شم و

این یه سالم تو همینجا یجوری سر کنم....

راستش من که دلم تو همون مدرسه جدیدس ولی پدر عزیزم

میگه راهش خیلی دوره و....

دوروز پیش رفته بودم خونه ی مریم اینا.

حرفای تازه ای نداشتیم ولی همین که دو ساعت کنار یکی

بشینم که درمورد آرزوهاش بشنوم و درمورد آرزوهام بهش بگم

آرومم میکنه ...

دختر خیلی خوبیه ... میدونم با اینکه وقتی تو مدرسه کنارم بود

خیلی بهش ظلم کردم و وقتی بهم احتیاج داشت تنهاش

گذاشتم ولی هنوزم برام یه دوست خوبه و خیلی برام ارزش

داره!

هفته ای که گذشت عروسی معصومه جونم یکی از هم

کلاسیام بود!

با اینکه اینو نمیبینه ولی از همینجا بهش تبریک میگم و امیدوارم

زندگی خوب و قشنگی رو شروع کرده باشه.

+ امشب چون دلم گرفته میخوام یه دلنوشته بنویسم که تو

پست بعدی بذارمش...