تبلیغات
ღღ بهار آرزو ღღ - باران بارید بر عطش روحم....!
تاریخ : دوشنبه 26 تیر 1391 | 12:34 ب.ظ | نویسنده : بهار

سلام !

خیلی وقت بود دوست داشتم فقط یه قطره بارونو کف دستام

حس کنم.آخه وقتی بارون میباره  انگار به روح خستم یه آرامش خاصی

میبخشه

و اما دیروز....

دختر خاله عزیزم که نی نی خوشملش تازه متولد شده یه

جشن مولودی کوچیک واسه دخملش گرفته بود که بعد از ظهر

رفتیم اونجا بعد زنداییم اومد خونمون ، شام خونه ما بودن و

جاتون خالی هوا خیلی خوب بود و بارونم بارید که بعد از اون

گرمای سوزان تابستون همه رو خوشحال کرد

بعد امروزم صبح رفتم مدرسه واسه ثبت نام تو کتابخونه که بازم

نشد ...

خدایاخودت کمکم کن

 




طبقه بندی: خاطرات روزانه،