تبلیغات
ღღ بهار آرزو ღღ - بهار متحول میشود!!!
تاریخ : پنجشنبه 5 مرداد 1391 | 05:59 ب.ظ | نویسنده : بهار

سلام ...

من بازم اومدم  ...

چقدر زود روزا داره میگذره ...

لامصب تابستون که انگار دنبالش کردن همچین عین برق و باد میگذره که...

حالا اگه الان سر کلاس درس باشی یه ساعتش مثل یه قرن میگذره ها!

چه میشه کرد؟؟؟ زندگیه دیگه!!!

خوشبحال مریم اینا الان تو مشهدن؛ امسالم قسمت نشد بریم!!!

یه اتفاق خیلی خیلی عجیب:

.

.

.

من شروع کردم دارم درس میخونم!!!!!!!!!!!!

باورتون میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آخه من کجا و درس کجا؟!!!

خودمم هنوز تو شوک موندم...

اونروزیه زنگ زدم به پریسا به همون دوست قدیمی خودم که تازه نامزد کرده

مثلازنگ زدم واسه عرض تبریک و به بهونه ی این یه موضوع بحثمون در طول

تقریبا یه ساعت به هزار موضوع بی مربوط دیگه ام رسید...

 

 

 




طبقه بندی: خاطرات روزانه،
برچسب ها: خاطرات+خاطرات روزانه+خاطرات روزانه ی بهار،